يكشنبه, ۱۸ فروردين ۱۴۰۴، ۱۱:۲۰ ب.ظ

درباره سايت

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهرستان ایذه

بسم رب الشهدا و الصدیقین
امام خامنه ای:زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.
به سایت شهدای شهرستان ایذه خوش آمدید.
اهداف سایت:
معرفی شخصیت و وصیت‌نامه شهدا ایذه
گرامی داشت یاد و خاطره شهدا ایذه
و...

بایگانی

پيوندها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

شهید نصرت الله کیانی

شهید نصرت الله کیانی

سال 1315 در روستای ده کیان قلعه سرد از توابع شهر دهدز دیده به جهان گشود.

 پدرش نام نصرت الله بر او نهاد. اما از عمر گرانبهایش یک سال نگذشته بود که از مهر و محبت مادری محروم شد و مادرش را از دنیا رفت. در سن پنج سالگی نیز پدرش به دیار باقی شتافت تا او در کودکی از نعمت پدر و مادر در کانون گرم خانواده محروم شد.

نصرت الله بعد از فوت پدر همراه برادر و دو خواهرش نزد عمویش زندگی را ادامه داد و بعد از مدتی روانهی شهر مسجدسلیمان شدند تا شاید بتواند باری از مشکلات برادر و خواهرانش را بردوش بکشد. بعد از مدتی، به شهرستان خرمشهر رفت و مدت دو سال در آنجا مشغول کار شد، سپس به کشور کویت عزیمت نمود و توانست با کار و تلاش پس اندازی تهیه کند و در سال 1350 به ایران برگشت و در خرمشهر مغازه ای خریداری کرد تا مشغول به کسب وکار گردد و در تاریخ 24مردادماه همان سال سنت حسنهی ازدواج را به جای آورد و نتیجهی این ازدواج سه فرزند پسر است.

آسایش زندگی او چند صباحی بیشتر طول نکشید، چرا که ارتش متجاوز عراق به خرمشهر حملهور شد و مردم آن شهر و دیار را آواره دیگر شهرها کرد. نصرت الله، همراه خانوادهاش به شهرستان ایذه عزیمت نمودند و در سال 1360 عضو بسیج مستضعفین شد. بعد از مدتی به عضویت رسمیسپاه درآمد و مدتی  بعد به جبهه اعزام گردید و در عملیات آزادسازی بستان و آزادسازی خرمشهر شرکت جست.

 سرانجام در عملیات رمضان در منطقه ی شلمچه در 30/04/1361 بر اثر اصابت ترکش، به دیدار معبود شتافت و شربت شهادت را نوشید. پیکر مطهر این شهید والامقام در قبرستان اکبرآباد شهرستان ایذه زیارتگاه عاشقان اهل بیت(ع) و دوستداران میهن اسلامی مان می باشد.

وصیت نامه ی شهید نصرت الله کیانی:

با درود به رهبر کبیر انقلاب سخنم را آغاز می کنم. حال که انقلاب اسلامی می رود تا مستضعفان را پیروز گردانند، عده ای خائن به اسلام آمده اند و می خواهند انقلاب ما را در نطفه خفه کنند. در این زمان من لازم می بینم که به جبهه بروم و جان خود را در راه قرآن و اسلام فدا کنم تا شاید خدمتی کرده باشم به اسلام و قرآن این راه را خود انتخاب کردم، زیرا که این راه، راه انبیاء و امامان ماست و این راه، راه حسین(ع) است که در کربلا به شهادت رسید.

 در این زمان که ما می بینیم رهبر ما امام خمینی میخواهد همهی جامعه را پاک کند، صدام جنایتکار به خاک ما تجاوز کرده است و می خواهد با همکاران خود آمریکا و شوروی این انقلاب را از بین ببرند. سفارش من این است که به رهبری ها و به فرمانهای پیامبرگونه این امام گوش دهید تا اسیر دست این جنایت پیشهگان نشوید و همراه امام خود این جامعه را به جامعه ای اسلامی تبدیل کنید و مستضعفان را بر مستکبران پیروز گردانید و من از آمدنم به جبهه هیچ هدفی ندارم جز اسلام و قرآن و در آخر این را از خانواده ام یعنی زنم و سه فرزندم می خواهم که به راهم که همان اسلام است، ادامه دهند و پیرو مکتب اسلام باشند و به چیزی جز اسلام و قرآن فکر نکنند، تا نابودی دشمنان اسلام می جنگیم.

 

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی