شنبه, ۱۷ فروردين ۱۴۰۴، ۰۴:۱۷ ق.ظ

درباره سايت

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهرستان ایذه

بسم رب الشهدا و الصدیقین
امام خامنه ای:زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.
به سایت شهدای شهرستان ایذه خوش آمدید.
اهداف سایت:
معرفی شخصیت و وصیت‌نامه شهدا ایذه
گرامی داشت یاد و خاطره شهدا ایذه
و...

بایگانی

پيوندها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

شهید مرادقلی براتی فر

 شهدای شهرستان ایذه

 اول فروردینماه 1337 در روستای غریبیها از توابع شهر دهدز چشم به جهان گشود.

شغل پدر کشاورزی و دامداری بود. از لحاظ اعتقادی خانوادهای مذهبی، متدین و معتقد به ائمهی اطهار(ع) بود. دوران کودکی خود را در آغوش پر مهر و محبت مادر، در کنار خانواده در همان روستای محل تولدش سپری نمود.

 در سن 7 سالگی راهی دبستان روستا گردید و تحصیلات دوران ابتدایی خود را شروع کرد. همیشه با همکلاسیهایش مهربان بود. در همان دوران کودکی به لحاظ شرایط خاص زندگی و خانواده در کنار پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده در امور زندگی و کشاورزی و دامداری همکاری میکرد. پس از اتمام دوران تحصیلات ابتدایی به علت مشکلات معیشتی نتوانست به تحصیلات خود ادامه دهد و همدوش اعضای خانواده برای رفع گذران زندگی و تأمین معیشت زندگی خانوادهشان به کشاورزی و دامداری پرداخت. همیشه در مراسمات مذهبی شرکت میکرد و با عشق و علاقهای که به سرور و سالار شهیدان داشت، در مراسمات دهه محرم حضور چشمگیری داشت.

در سن 18 سالگی با یکی از بستگان خود در همان روستای محل زندگی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج چهار فرزند است. سه فرزند پسر و یک فرزند دختر. بعد از پیروزی انقلاب به شهرستان ایذه عزیمت کرد و در جهاد سازندگی و بسیج مستضعفین فعالیتهای خود را آغاز نمود.

در سال 1363 وارد سپاه پاسداران شد و به عنوان عضو رسمی سپاه درآمد و همدوش با دیگر برادران سپاهیاش به دفاع از کیان اسلامی پرداخت و در عملیاتهای رزمی با دیگر رزمندگان سلحشور اسلام در مقابله با دشمن متجاوز جانانه میجنگید. از همرزمان این شهید، آقایان ناصر کیانارثی، ملک محمد باقرپور از جانبازان جنگ تحمیلی و نورعلی براتیان و مراد شاهولی است که اینان نیز از جانبازان جنگ تحمیلی میباشند.

شهید در واحد محل خدمت خود در لشکر 7 ولی عصر (عج) سپاه پاسداران مسئولیت فرماندهی گروهان را به عهده داشت و در طول حضورش در مناطق عملیاتی چندین بار مجروح گردید.

و سرانجام در تاریخ 1/11/1365 در عملیات کربلای 5 در شلمچه بر اثر آلودگی شیمیایی به درجهی رفیع شهادت نائل گردید.

وصیت نامه ی شهید مرادقلی براتی فر:

« ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لاتشعرون »

(کسی که در راه خدا کشته شده مرده نپندارید، بلکه او زنده است ولی شما این حقیقت راه در نخواهید یافت- سوره بقره آیه 154)

با سلام به محضر بقیة الله الاعظم(ع) روحی و ارواح العالمین له الفدا و با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام امت خمینی کبیر حفظ ا... اسلام و المسلمین و با درود به تمام شهیدان از بدر محمد(ص) تا بدر خمینی و از کربلای حسینی تا کربلای خمینی و تمامی جان برکفان و آنانی که در راه این انقلاب و دین مقدس اسلام از هیچ چیز دریغ نمیورزند از جان گرفته تا مال و اولاد که به حق مصداق آیهی قرآنی (الذین ینفقون اموالهم فی سبیلالله - سوره بقره آیه 262) میباشد. خدایا هرکس به این اسلام و انقلاب یاری کند او را یاری کن. بار پروردگارا! رزمندگان اسلام را این حق جویان و رهروان خط اباعبدالله(ع) را محفوظ و پیروز بدار و دشمنان آنان را خوار و ذلیل بگردان. تو آنان را با ایمانی راسخ و عزمی استوار در برابر دشمن ثابت قدم بدار.

پیامی دارم برای امت شهیدپرور. آن روزی که ما در زیر چکمة طاغوت و طاغوتیان لگدمال میشدیم و زیر سلطه ابرقدرتها همانند آمریکا و ایادی وابستهاش بودیم، تا اینکه سیدی از آل رسول(ص) و سلاله پاک انبیاء همانند ابا و اجدادش ائمه معصومین(ع) و همچون جدش اباعبدالله قیام کرد و دست این ابرقدرتها را از این مملکت و فرزندان ما برچید و اسلام و جمهوری اسلامی در این مملکت استوار کرد. ای مردم! قدر این رحمت خدادادی را بدانید و از اسلام و قران و روحانیت دفاع کنید.

نگذارید دشمنان اسلام که در فکر نابودی دین خدا هستند برما غلبه کنند، چرا که میبینیم جنگی بر ما تحمیل کردند که در این جنگ شهدای زیادی دادیم و نه بر ما رحم کردند و نه بر کودک صغیر.  چون یزید و شمر که بر کودک شش ماهة اباعبدالله(ع) رحم نکردند بر ما رحم نمیکنند. ای مردم و ای امت شهیدپرور بدانید که اگر دشمنان بر ما غلبه کنند دیگر فرصتی برای ما نمیگذارند پس از حالا مواظب باشید و به آنان فرصت ندهید و به سوی جبههها بشتابید و همانطور که قرآن میفرماید. (وقاتلوهم حتی لاتکون فتنة)

ای مسلمانان آنقدر بجنگید تا فتنه بر روی زمینی برداشته شود.  خدایا مگر که چه گفته بودیم که این طور برما هجوم کردند مگر ما حرفی جز استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی داشتیم که بر ما حمله کردند ما به آنها کاری نداشتیم، میخواستیم دین خدا را حافظ باشیم و میخواستیم پس از سالهای ظلم عدل را برقرار کنیم و حق مظلوم از ظالم گرفته شود. ای برادر و خواهر مسلمان کاری کنید که با اطاعت کردن شما از فرمایشات حضرت امام پوزة آمریکا و شوروی را به خاک بمالید.  پیامی برای پدر و مادرم دارم، مادر مهربانم میدانم که شبها تا صبح بر بالین گهوارة من نشسته و بیدار میماندی و مرا با هزار رنج و زحمت بزرگ کردی.

اول خوشا به حالت که توانستی چنین فرزندی را آموزش دهی که در راه خدا کشته شود. بعد مادرم از اینکه فرزندی خوب برای شما نبودم و حق مادر فرزندی را رعایت نکردم با این حال میدانم در نبودم در منزل ناراحت هستی چه کنم؟ که نمیتوانم نزد شما بمانم و دوری بنده به دست خودم نیست این تکلیف الهی است که باید آن قدر جنگید تا فتنه بر روی زمین و دنیا نباشد. مادرم؟ میخواهم بعداز شهادتم چنان صبور باشید مثل زینب(س). برایم مو پریشان(نکنید) و صورت نخراشید.

پدرخوبم، میدانم چقدر برایم زحمت کشیدی از کوچکی تا اینکه دارای سه بچه شدم باز اسباب زحمت برای شما بودم به جای اینکه وقتی بزرگ شدم جبران زحمتهای شما بکنم نتوانستم، بلکه سرپرستی یک خانواده را به شما اضافه کردم.  پدرجان، همان طور که به مادرم عرض کردم میخواهم بعداز شهادتم صبور باشید آنقدر گریه نکنید که منافقان خوشحال شوند. خواهرانم میدانم برادری خوب برای شما نبودم رفتار برادر و خواهری نداشتم، اما میدانم خواهر برادر را دوست دارد. خواهران خوبم، همان طور که مرا دوست دارید امام و روحانیت را دوست بدارید برایم مو پریشان و صورت نخراشید.  پدرم میخواهم طوری برادرانم را تربیت کنید که سلاحم را بردارند و پسرانم را به درس خواندن وادار کنید و به نماز و روزه و یادگرفتن قرآن کوشا باشند.  و به جبههها بروند و راه پدرشان را ادامه دهند.  پدر و مادرم امیدوارم که مرا ببخشید و حلال کنید.

همسرم، اگر شوهری خوب برای شما نبودم و پدری برای فرزندان، ولی این تکلیف بود و خواست خدای بزرگ. ناگفته نماند بعداز شهادتم می توانید شوهر کنید اگر خواستی وفاداری کنید، ولی بچههای پیش پدرم می باشند و تو هم نزد بچههایم و اگر خواستی بمانی در ایذه هرچه پدرم گفت قبول کنید که ایذه بمانید. بچههایم درس بخوانند و یا به روستا بروند. با بچههایم رفتار خوب کنید و نوازش بکنید. چون یادگار  بنده هستند سمیه جان دخترم؟ میخواهم دختری باشی مثل زینب حجاب اسلامی را کامل حفظ کن پیامی دیگر دارم. اگر پیکرم را پیدا کردند و به محل آوردند بگذارید بچههایم مرا ببینند. همیشه پنجشنبهها سر قبرم بیایید برایم نوار قرآن بگذارید.

برادران امیدوارم که بعد از بنده آنهایی که میتوانند به جبههها بیایند و امام را یاری دهند و آنهایی که نمیتوانند به جبهه بیایند به رزمندگان کمک مالی بنمایند باز همسرم و بچههایم امیدوارم بعداز بندة حقیر صبور باشید.

زیاد خود را ناراحت نگیرید که منافقان خوشحال شوند. از تمام برادران و خواهران و خویشاوندان طلب بخشش میکنم.

امیدوارم اگر بدی از بنده حقیر سرزده ببخشید. حلال کنید پدر و مادرم مبادا بعداز بنده نسبت به روحانیت ناراحت شوید. همیشه در خط قرآن و امام باشید و بچههایم را به این خط سفارش دهید.

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی