عنوان برای پخش مداحی روی آن کلیک کنید | مداح | |
---|---|---|
01 |
دانلود واحد قشنگ و سوزناک می باره بارون | سیدمجید بنی فاطمه |
02 |
سینه زنی واحد-ای حسرت جان و تنم-تنها دلیل بودنم | حاج میثم مطیعی |
03 |
می آید از ره مردی سواره - نجوا با امام زمان | - |
04 |
نوحه انا قتیل العبرات | حاج مهدی سلحشور |
05 |
مستان همه افتاده و ساقی نمانده یک گل برای باغبان باقی نمانده | استاد کریمخانی |
درباره سايت
خلاصه آمار
پيوندها
شهید فتاح اکبری
سال 1346 در روستای کولفرح متولد شد.
تحصیلات خود را تا مقطع ششم نظام قدیم ادامه داد، اما پس از آن درس را رها و به کمک خانواده آمد تا آنها را در تأمین معاش یاری کند. علاوه بر انجام کارهای کشاورزی بخاطر تجربهاش در رانندگی بر روی تراکتوری که توسط خانوادهاش خریداری شده بود کار میکرد. از ویژگیهای اخلاقی او میتوان به خانوادهدوستی، شجاعت، معرفت، مهربانی، غیرت و ایمان به خدا و... اشاره کرد.
فردی مهربان و خوش رفتار نسبت به همه بود، اما هرگز زیر بار حرف زور نمیرفت و در برابر هر حرکت یا حرف زور ایستادگی میکرد که این امر را به خوبی در جنگ تحمیلی نیز اثبات کرد.
خدمت سربازی او همزمان با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود. پس از اعزام به جبهه و در برخورد با رزمندگان دیگر با عقاید و شخصیت امام خمینی(ره) آشنا شده بود. زمانی که برای دیدار خانوادهاش به مرخصی میآمد، از عشق و علاقه به امام خمینی(ره) سخن میگفت.
شهید در قسمتی از وصیتنامهی خود مینویسد: «برای شهید مرگی وجود ندارد، پس من نمردهام. اگر سعادت یاری کرد و به شرف شهادت نائل گشتم بدانید که به تکامل رسیدهام کسانی که با من خویشاوندی و دوستی دارند پس از شهادت من سرشان را بالا نگه دارند و از مرگ من سرافراز باشید». در تاریخ 26/6/66 هنگامی که به همراه همرزمانش برای انجام عملیات در منطقهی کوشک بودند توسط خمپارهی دشمن زخمی شد و به علت نزدیکی به دشمن نمیتوانستند او و بقیه زخمیها را فوراً به عقب برگردانند. و در نتیجه مجبور شدند تا تاریکشدن هوا صبر کنند و بعد آنها را به عقب ببرند. او را به بیمارستانی در اهواز اعزام کردند و پس از چند روز بستری در بیمارستان و تحمل درد و رنج مجروحیت سرانجام در تاریخ 1/7/1366 در سن 20 سالگی به درجهی رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاکش در قبرستان کولفرح به خاک سپرده شد.
وصیت نامه ی شهید فتاح اکبری:
با سلام بر حضرت فاطمه(س) و با سلام به فرزند والاگهرشان امام حسین(ع) سالار شهیدان، با سلام بر امام زمان(عج) و نایب بر حقش امام خمینى و با درود فراوان بر تمامى شهدا. اى عزیزان ممکن است وقتى که این نوشتهها را میخوانید من دیگر نباشم و روحم از جسم مادى خارج شده باشد. چون براى شهید مرگى وجود ندارد. پس من نمردهام. اگر سعادت یارى کرد و به شرف شهادت نائل گشتم بدانید که به تکامل رسیدهام.
کسانى که با من خویشاوندى و دوستى دارند پس از شهادت من سرشان را بالا نگه دارند و از مرگ من سرفراز باشند. شما با رفتار صبورانه خود به دشمنان اسلام بفهمانید که در اراده و روحیهی شما هیچ خللى وارد نیامده است.
مادر اگر من رفتم برادران دیگرم هستند و جاى مرا پر میکنند ناراحت نباشید وعده خداوند حق است میدانم که اگر نوشتههایم را برایت بخوانند چشمهایت گریان میشود این از مختصات بشر است. اما خداوند به خانوادهاى که فردى از میانشان شهید شود لطف میکند صبر عظیم عنایت مىفرماید. مادر جان، مىاندیشى که پسرت را داماد نکردى اما بدان که شهادت هزار مرتبه بهتر از داماد شدن است.
شهادت تولدى است دوباره براى آغاز یک زندگى جاودانه. اى کاش هزارها جان داشتم و در راه اسلام فدا مىکردم. شما نیز بدانید که راه سعادت و خیر و برکت شهادت است.
طبقه بندی موضوعی
آخرين مطالب
پربازديدها
-
۴۲۱۰ -
۳۱۶۳ -
۲۷۴۴ -
۲۵۱۰ -
۲۲۶۳ -
۲۳۰۱ -
۲۳۲۸ -
۱۸۷۹ -
۱۸۰۶ -
۱۶۶۰
نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است