عنوان برای پخش مداحی روی آن کلیک کنید | مداح | |
---|---|---|
01 |
دانلود واحد قشنگ و سوزناک می باره بارون | سیدمجید بنی فاطمه |
02 |
سینه زنی واحد-ای حسرت جان و تنم-تنها دلیل بودنم | حاج میثم مطیعی |
03 |
می آید از ره مردی سواره - نجوا با امام زمان | - |
04 |
نوحه انا قتیل العبرات | حاج مهدی سلحشور |
05 |
مستان همه افتاده و ساقی نمانده یک گل برای باغبان باقی نمانده | استاد کریمخانی |
درباره سايت
خلاصه آمار
پيوندها
شهید علی اسدپور
در تاریخ 1/5/1343 در روستای نورآباد از توابع شهرستان ایذه در خانواده ای مذهبی، معنوی و آگاه به مبانی دین اسلام دیده به جهان گشود.
از همان دوران کودکی به اسلام، قرآن، نماز و شرکت در مراسمات مذهبی به خصوص عزاداری امام حسین(ع) علاقهی خاصی داشت. دوران تحصیل خود را تا دوره ابتدایی در همان روستا به اتمام رساند و دوره راهنمایی و دبیرستان را با سختی و مشقت بدون وسیله نقلیه، با پای پیاده تا سال دوم دبیرستان در شهرستان ایذه به درس ادامه داد و همزمان در کار کشاورزی به پدر خود کمک میکرد. سال سوم و چهارم دبیرستان را نیز در کنار همسنگران و همکلاسیهای خود با موفقیت به پایان رساند. قبل از انقلاب در مراسمات و عزاداریها به خصوص در عزاداری سرور و سالار شهیدان، امام حسین(ع)، شرکت میکرد.
اکثر اوقات کتاب مفاتیح الجنان را باز میکرد و با صدای بلند، رسا و آهنگین دعا و زیارت اهل بیت(ع) را میخواند. در همهی فعالیتهای فرهنگی، سیاسی، مذهبی، اجتماعی و مبارزاتی به خصوص راهپیماییها و مراسمات شرکت فعال داشت بعد از انقلاب، سخنان امام خمینی(ره) را به گوش و جان میسپرد و به آنها عمل میکرد. با ثبت نام خود در بسیج و چندین نوبت اعزام به جبهههای حق علیه باطل و چندین بار مجروحیت به امام خمینی(ره) لبیک گفت.
همرزم این مبارز غیور که دوست و همبازی دوران کودکی این دلاور نیز بود و در یک روز به شهادت رسیدند شهید خانلر مکی پور بود. او با استقرار در لشکر 7 ولی عصر(عج) گردان حضرت رسول(ص)، با مسئولیت آرپیجیزن در جبههی جنگ به طور جدی کار خود را دنبال کرد و سرانجام در تاریخ 24/10/65 در عملیات کربلای 5 در منطقهی شلمچه با اصابت ترکش دشمن به ناحیهی شکم و کمر به درجه رفیع شهادت نائل گردید . آرامگاه این شهید عزیز در زادگاهش روستای نورآباد میعاد گاهی است برای عاشقان کوی ولایت و امامت.
وصیت نامه ی شهید علی اسدپور:
« ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون ». (خدا از مؤمنان جانها و مالهایشان را خرید که بهشت از آنهاست (در مقابل) در راه خدا کارزار کنند؛ بکشند و کشته شوند). (سوره ی مبارکة توبه، آیة شریفة 111)
با سلام و درود بر امام خمینى بت شکن زمان آزاد کنندهی انسانها و راهبر انسانها و امید مستضعفان و محرومان و با درود و سلام بر امت حزب الله و ستمدیده ایران سخنم را شروع میکنم.
خدا را شکر میکنم که قدرى مهلتم داد تا اسلام واقعى را بشناسم و در خاموشى جهل از دنیا نروم و خوشحالم که جانم را نثار اسلام و مکتب محمد(ص) و على(ع) میکنم و افتخار می کنم که ایدئولوژیم اسلام است. اسلامى که به من فهماند چگونه بیندیشم و چگونه راهم را انتخاب کنم. و قلبم روشن است که اسلام پیروز میشود و باید پیروز بشود. پس در راه پیروزیش کوشش کنید و در این موقعیت حساس که عاشوراى حسینى بار دیگر در ایران زنده شد و نشان داد حسینىها هنوز هستند و تا حکومت الله را در سرتاسر جهان برقرار نسازند به پیکار علیه کفر ادامه میدهند. آرى به میدانى قدم نهادهام که نتیجهاش را از قبل گرفتهام و با ایمانى کامل پیکار میکنم چه اگر در این میدان کشته شدم به مقام والا دست یافته و راه حسین(ع) را رفتهام و اگر زنده ماندم شاهد پیروزى بزرگى که همان پیروزى مسلمین بر کفار است خواهم بود و ما امروز افتخارمان این است که در راه عقیدهاى جهاد میکنیم که به حقانیت آن کاملاً آگاهیم و غیر از این برایمان راهى نیست که یا پیروز شویم و یا شهادت را چون اسلحهاى مرگبار بر فرق دشمن فرود آوریم.
بارالها، پروردگارا آرزوى من که همان نعمت پر لطف شهادت میباشد برآورده سازد و این بندهی حقیرت را جزو غلامان سرور شهیدان حسین(ع) قرار بده و با جارى شدن خونمان است که حکومتمان تغییر میکند و به حکومت عدل الهى آخر زمان متصل میشود و ما میتوانیم با نثار خون، خونى که مقابل اسلام ناچیز است زمینه حکومت مهدى (عج) را فراهم سازیم و خدا میداند که شهادت هزار مرتبه بهتر است از داماد یا عروس شدن و شهادت یک تولدى است که براى زندگى جاودانه. و اى کاش جانها داشتم و بارها براى پیروزى اسلام بر کفر مىجنگیدم. مادرجان بعد از شنیدن خبر مرگ فرزندت خواهش میکنم اشک نریز و با این اشکت دشمنان اسلام را شاد مکن. مادر جان مرگ فرزندت در راه اسلام و قرآن شاید جوششى در جوانان به وجود آورد. خواهرم تو نیز زینب زمان باش و از هر آنچه هوس کردى بپرهیز و در راه خدا مبارزه کن. برادرم راه خدا بهترین و برترین راههاست.
پدر عزیزم، امیدوارم که براى از دست دادن فرزندت غصه و افسوس نخورى که شهادت حد نهایى تکامل یک انسان است و آماده از دست دادن بقیه فرزندانت در راه خدا باش و تنها وصیتى که به پدر، مادر و خواهر و برادران و اقوام و فامیل ها دارم این است که بعد از شهادت من سیاه نپوشند، چون شب دامادیم است و وصیت دیگرم به امت مسلمان ایران این است که تو را به جان عزیزانتان راه على(ع) را پیشه کنید و حسینگونه و خمینى مانند که بر همه دشمنان داخلى و خارجى اسلام و این انقلاب پیروز میشود و این انقلاب را به سرتاسر گیتى برقرار سازید و فریب این ضد خلقىهاى از خدا بىخبر را نخورید.
طبقه بندی موضوعی
آخرين مطالب
پربازديدها
-
۴۲۱۱ -
۳۱۶۳ -
۲۷۴۴ -
۲۵۱۰ -
۲۲۶۳ -
۲۳۰۱ -
۲۳۲۸ -
۱۸۷۹ -
۱۸۰۶ -
۱۶۶۰
نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است