جمعه, ۱۶ فروردين ۱۴۰۴، ۰۲:۰۱ ب.ظ

درباره سايت

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهرستان ایذه

بسم رب الشهدا و الصدیقین
امام خامنه ای:زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.
به سایت شهدای شهرستان ایذه خوش آمدید.
اهداف سایت:
معرفی شخصیت و وصیت‌نامه شهدا ایذه
گرامی داشت یاد و خاطره شهدا ایذه
و...

بایگانی

پيوندها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

شهید علی اسدپور

 شهدای شهرستان ایذه

 در تاریخ 1/5/1343 در روستای نورآباد از توابع شهرستان ایذه در خانواده ای مذهبی، معنوی و آگاه به مبانی دین اسلام دیده به جهان گشود.

 از همان دوران کودکی به اسلام، قرآن، نماز و شرکت در مراسمات مذهبی به خصوص عزاداری امام حسین(ع) علاقه‌ی خاصی داشت. دوران تحصیل خود را تا دوره ابتدایی در همان روستا به اتمام رساند و دوره راهنمایی و دبیرستان را با سختی و مشقت بدون وسیله نقلیه، با پای پیاده تا سال دوم دبیرستان در شهرستان ایذه به درس ادامه داد و همزمان در کار کشاورزی به پدر خود کمک می‌کرد. سال سوم و چهارم دبیرستان را نیز در کنار هم‌سنگران و هم‌کلاسی‌های خود با موفقیت به پایان رساند. قبل از انقلاب در مراسمات و عزاداری‌ها به خصوص در عزاداری سرور و سالار شهیدان، امام حسین(ع)، شرکت می‌کرد.

اکثر اوقات کتاب مفاتیح الجنان را باز می‌کرد و با صدای بلند، رسا و آهنگین دعا و زیارت اهل بیت(ع) را می‌خواند. در همه‌ی فعالیت‌های فرهنگی، سیاسی، مذهبی، اجتماعی و مبارزاتی به خصوص راهپیمایی‌ها و مراسمات شرکت فعال داشت بعد از انقلاب، سخنان امام خمینی(ره) را به گوش و جان می‌سپرد و به آنها عمل می‌کرد. با ثبت نام خود در بسیج و چندین نوبت اعزام به جبهه‌های حق علیه باطل و چندین بار مجروحیت به امام خمینی(ره) لبیک گفت.

 همرزم این مبارز غیور که دوست و همبازی دوران کودکی این دلاور نیز بود و در یک روز به شهادت رسیدند شهید خانلر مکی پور بود. او با استقرار در لشکر 7 ولی عصر(عج) گردان حضرت رسول(ص)، با مسئولیت آرپی‌جی‌زن در جبهه‌ی جنگ به طور جدی کار خود را دنبال کرد و سرانجام در تاریخ 24/10/65 در عملیات کربلای 5 در منطقه‌ی شلمچه با اصابت ترکش دشمن به ناحیه‌ی شکم و کمر به درجه رفیع شهادت نائل گردید . آرامگاه این شهید عزیز در زادگاهش روستای نورآباد میعاد گاهی است برای عاشقان کوی ولایت و امامت.

وصیت نامه ی شهید علی اسدپور:

« ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون ». (خدا از مؤمنان جان‌ها و مال‌هایشان را خرید که بهشت از آنهاست (در مقابل) در راه خدا کارزار کنند؛ بکشند و کشته شوند). (سوره ی مبارکة توبه، آیة شریفة 111)

با سلام و درود بر امام خمینى بت شکن زمان آزاد کننده‌ی انسان‌ها و راهبر انسان‌ها و امید مستضعفان و محرومان و با درود و سلام بر امت حزب الله و ستمدیده ایران سخنم را شروع می‌کنم.

خدا را شکر می‌کنم که قدرى مهلتم داد تا اسلام واقعى را بشناسم و در خاموشى جهل از دنیا نروم و خوشحالم که جانم را نثار اسلام و مکتب محمد(ص) و على(ع) می‌کنم و افتخار می کنم که ایدئولوژیم اسلام است. اسلامى که به من فهماند چگونه بیندیشم و چگونه راهم را انتخاب کنم. و قلبم روشن است که اسلام پیروز می‌شود و باید پیروز بشود. پس در راه پیروزیش کوشش کنید و در این موقعیت حساس که عاشوراى حسینى بار دیگر در ایران زنده شد و نشان داد حسینى‌ها هنوز هستند و تا حکومت الله را در سرتاسر جهان برقرار نسازند به پیکار علیه کفر ادامه می‌دهند. آرى به میدانى قدم نهاده‌ام که نتیجه‌اش را از قبل گرفته‌ام و با ایمانى کامل پیکار می‌کنم چه اگر در این میدان کشته شدم به مقام والا دست یافته و راه حسین(ع) را رفته‌ام و اگر زنده ماندم شاهد پیروزى بزرگى که همان پیروزى مسلمین بر کفار است خواهم بود و ما امروز افتخارمان این است که در راه عقیده‌اى جهاد می‌کنیم که به حقانیت آن کاملاً آگاهیم و غیر از این برایمان راهى نیست که یا پیروز شویم و یا شهادت را چون اسلحه‌اى مرگبار بر فرق دشمن فرود آوریم.

بارالها، پروردگارا آرزوى من که همان نعمت پر لطف شهادت می‌باشد برآورده سازد و این بنده‌ی حقیرت را جزو غلامان سرور شهیدان حسین(ع) قرار بده و با جارى شدن خونمان است که حکومتمان تغییر می‌کند و به حکومت عدل الهى آخر زمان متصل می‌شود و ما می‌توانیم با نثار خون، خونى که مقابل اسلام ناچیز است زمینه حکومت مهدى (عج) را فراهم سازیم و خدا می‌داند که شهادت هزار مرتبه بهتر است از داماد یا عروس شدن و شهادت یک تولدى است که براى زندگى جاودانه. و اى کاش جان‌ها داشتم و بارها براى پیروزى اسلام بر کفر مى‌جنگیدم. مادرجان بعد از شنیدن خبر مرگ فرزندت خواهش می‌کنم اشک نریز و با این اشکت دشمنان اسلام را شاد مکن. مادر جان مرگ فرزندت در راه اسلام و قرآن شاید جوششى در جوانان به وجود آورد. خواهرم تو نیز زینب زمان باش و از هر آنچه هوس کردى بپرهیز و در راه خدا مبارزه کن. برادرم راه خدا بهترین و برترین راه‌هاست.

پدر عزیزم، امیدوارم که براى از دست دادن فرزندت غصه و افسوس نخورى که شهادت حد نهایى تکامل یک انسان است و آماده از دست دادن بقیه فرزندانت در راه خدا باش و تنها وصیتى که به پدر، مادر و خواهر و برادران و اقوام و فامیل ها دارم این است که بعد از شهادت من سیاه نپوشند، چون شب دامادیم است و وصیت دیگرم به امت مسلمان ایران این است که تو را به جان عزیزانتان راه على(ع) را پیشه کنید و حسین‌گونه و خمینى مانند که بر همه دشمنان داخلى و خارجى اسلام و این انقلاب پیروز می‌شود و این انقلاب را به سرتاسر گیتى برقرار سازید و فریب این ضد خلقى‌هاى از خدا بى‌خبر را نخورید.

 

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی