جمعه, ۱۶ فروردين ۱۴۰۴، ۰۱:۴۳ ق.ظ

درباره سايت

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهرستان ایذه

بسم رب الشهدا و الصدیقین
امام خامنه ای:زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.
به سایت شهدای شهرستان ایذه خوش آمدید.
اهداف سایت:
معرفی شخصیت و وصیت‌نامه شهدا ایذه
گرامی داشت یاد و خاطره شهدا ایذه
و...

بایگانی

پيوندها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

شهید حمزه علی احمدی سر صحرا

 شهدای شهرستان ایذه

 در سال 1341 در شهرستان ایذه دیده به جهان گشود. دوران ابتدایی، راهنمایی و متوسطه را در زادگاه خود گذراند و در تمام طول دوران تحصیل همگان او را به عنوان دانشآموزی زبده و باهوش میشناختند.

مدرک دیپلم را با معدل 14/18 در رشته علوم تجربی گرفت. جزء اولین گروه مسجدیهاست که از سال 1356 و در دوران انقلاب از پیشگامان نهضت در شهرستان ایذه بود.

به دلیل علاقهی زیادی به کارهای فرهنگی و مذهبی داشت ،کتابخانهی مسجد جامع را راه اندازی نمود تا بچههای مسجد بتوانند با مطالعهی کتابهای مورد نظر، سطح فکری خود را بالاببرند. به دلیل علاقهای که به فراگیری علوم حوزوی داشت چندین ماه را در قم به فراگیری درس طلبگی گذراند، ولی با توجه به اینکه در تربیت معلم نیز قبول شده بود، به کار در آموزش و پرورش که ازجمله کارهای دوست داشتنی برای او بود، روی آورد و در دانشسرای تربیت معلم شهید منتظری تهران، مشغول به تحصیل شدند.

 در خلال این ایام چندین بار راهی جبهه شد تا اینکه در تاریخ 13/7/61 به عنوان آرپیجیزن در عملیات مسلم بن عقیل، به درجه رفیع شهادت نائل آمد.         

 

وصیت نامهی شهید حمزه علی احمدی سر صحرا:

وصیتنامه را با چند جمله از جملات جذاب و حرکتآفرین سرور شهیدان امام حسین(ع) شروع می کنم:

« مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است. پسر زیاد به من اختیار  داده است که بین مرگ باعزت و زندگی در ذلت یکی را انتخاب کنم، زندگی در ذلت از من دور است (هیهات من الذّله) »

« به درستی که من شهادت در راه خدا را جز سعادت نمیبینم و زندگی بر روی زمین را باوجود ظالمان، جز خواری و ذلت نمیدانم (انی لا اری الموت الا السعاده و الحیاة مع الظالمین الابرما»

 « اگر که دین محمد(ص) جز با کشته شدن من بپا نمیشود، ای شمشیرها فرود آئید و بدن مرا تکه تکه کنید ( ان کان دین محمد لایستقم یا سیوف خذینی) »

«خدایا همه چیز برای اینکه وجودشان اثبات شود به تو نیازمندند ولی وجود تو احتیاجی به  دلیل آوردن نیست»

برای پیروان مکتب مقدس اسلام مرگی وجود ندارد چه زمانی که وظیفه مکتبشان را انجام دهند و چه زمانی که دشمن داخلی یا خارجی به شهادتشان برساند زندگان جاودانه تاریخ و جهان انسانیت هستند و به قول شهید مظلوم و قهرمان اندیشه و مدبر و الگوی مدیر نمونه  و بنیانگذار تشکیلات جهان در دوران معاصر بهشتی: ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند.

1- پس اولین  وصیت من به آنها که با من هم مکتب هستند، این است که فقط و فقط در فکر جبهه و شهادت نباشند (البته مسئله ی اصلی جنگ است) انجام دادن وظیفهای که هر فرد مسئول آن است خود جبههای میباشد که شیاطین درونی (نفس اماره) و شیاطین بیرون در آن جبهه در برابر انجام وظیفه به روش اسلامی در مقابل تک تک افراد مسئول لشکر کشیدهاندو آماده و در حال جنگند.

2- به آشنایان و غیرآشنایانی که روشنفکران شهر ماتم زدهام هستند (آنها که در اطراف خیابانها بحث میکنند) توصیه میکنم به جای تجزیه و تحلیل ذهنی بنی صدرها، به جبهه بروند و واقعیتهای دیگر جهان را که با ابزار مادی نمیتوان یافت دریابند. چون که دیدند بنی صدر که استاد شناخت بافتهای اجتماعی و روانکاران جمعی جامعه بود  چگونه سقوط کرد و نمونه مثل عالم بیعمل چون درخت بیثمر است.

3- به دوستان همکلاسیام و همدبیرستانیم توصیه میکنم که با شرکت در جبههها  جوانمردی مردانگی خود را ثابت کنند و از مرگ نترسند، زیرا که برای پیروان امام حسین(ع) مرگی نیست و این ترس از مرگ دراثر تلقین پدر و مادر به وجود آمده است.

4- از خواهران مکتبی میخواهم که انجام دادن  فعالیت مذهبی را موقعی بپذیرند که به عفت اسلامی آنها کوچکترین لکهای وارد نکند و از دیگر خواهران میخواهم که خود را با لباس زیبا و طلا و نقره زینت ندهند اینها زرق و برق دروغین است. زینت حقیقی عفت و پاکی است. آن که عفت دارد سر تا پا زیور و زینت است. آن که عفت نداشته باشد حتی اگر از فرق سر تا نوک پایش طلا باشد هیچ ارزش و احترامی ندارد.

5- از برادران و خواهران جوان میخواهم که برای این که احکام اسلام کم کم اجرا شود و کشور ایران کشور پیغمبر شود با امکانات کم و ساده در سالهای اول جوانی ازدواج کنند و این رسم غلط طاغوتی را که آدم باید قد و قامت بکشد و بعد ازدواج بکند را بشکنند و این حکم الهی را اجرا کنید. بر پدر مادرها لازم است به جای نگاه کردن به پول و اثاث طرف دیگر، به اخلاق و رفتارش نگاه کنند. در قرآن آمده است که ازدواج کنید و از امکانات مالی نترسید که خداوند شما را از فضل خودش غنی میکند (یغنهم الله من فضله) و حضرت فاطمه(س) طبق تاریخ در سن 9 یا 13 سالگی ازدواج کرده است.

6- از مسئولان و کارکنان و مستخدمان ادارات و معلمان میخواهم ببینند آیا در حقوق و خرج و فرش و منزل آنها پولی از قیمت خون شهدا خرج نشده است. اگر شهدا حقی بر آنها دارند (که حتماً حق دارند) این حق را با انجام وظیفه دقیق و خالصانه و بدون حقه و ریا ادا کنند و خیانت نکنند و با امروز و فردا کردن و رشوه گرفتن، کار پولدارها و آشنایان و بستگان را تندتر انجام دادن مردم را به انقلاب بدبین نکنند. زیرا  که خدائی در کمین(ان لربک لباالمرصاد) و قیامتی در پیش است و با آشنایان و اقوامشان مانند کاری که حضرت علی(ع) با برادرش عقیل کرد رفتار کنند. حضرت علی(ع) با آهن داغ دست برادرش را سوزاند و گفت من از داغی عذاب قیامت میترسم که آشنایان و اقوام را بیشتر بدهم و کارشان را تندتر از دیگران انجام دهم.

7-از مردم زحمتکش و منتظر ظهور امام زمان(عج) میخواهم که هر وقت فردی را در لباس بسیج و سپاه و ستاد مقاومت دیدند فقط خیال نکنند که اینها حقوقبگیر و کار نمیکنند. بلکه اینها را جوانان و پیرمردانی بدانند که جان و خون خود را آماده کردهاند تا هر موقع لازم باشد برای پشتیبانی از امام حسین(ع) بدهند همان طور که خیلی از آنها جان و خون خودشان را دادند و در قیامت نزد امام حسین(ع) رفتند.

8- از آدمهای میان سال و پیرمرد میخواهم که مانند حبیب بن مظاهر پیرمردی که در صحرای کربلا امام حسین(ع) را یاری کرد  به کمک امام زمان(عج) در جبهه بروند و از مردن نترسند، چرا که امامشان حسین(ع) از مردن نمیترسید و سعادت و شانس شرکت در جنگ را از دست ندهند که بعداً و در قیامت پشیمانی سودی نخواهد داشت. این همه در ماههای محرم در دلمان و زبانمان میگفتیم ای کاش ما هم در زمان امام حسین زنده بودیم تا به او کمک کنیم و با دشمنان جنگ کنیم، اکنون امام زمان(عج) در جبهه ها به سرباز احتیاج دارد پس به کمکش بشتابیم.

9- آنها که مثل قدیمیها فکر میکنند بدانند امام خمینی یک رئیس و یا یک شاه و سر تخت نشین نیست بلکه پسر امام حسین(ع) و امید مستضعفین جهان است.

10 از بازاریانی که با گرانفروشی خون مردم را میمکند میخواهم که یک بار به جبههها بروند و سرهای از تن جدا و بدنهای بیسر جوانان را ببینند، شاید سر رحم و انصاف بیفتند.

11- از دوستان کوچولویم از ابتدایی و راهنمایی گرفته تا دبیرستانی میخواهم در جلسات مذهبی در مسجد و جاهای دیگر  شرکت کنند و باعبادت دل خود را قوی کنند و با مطالعه فکر خود را قوی کنند و با ورزش جسم خود را قوی کنند و بازوهای خود را برای از بین بردن دشمنان آماده کنند و سینة خود را برای نیزه دشمنان آماده کنند  زیرا که ظالمین به کوچک و بزرگ رحم نمیکنند. حتی به کودک شش ماهه امام حسین(ع) هم رحم نکردند.

12- اما در مورد مادران و خواهران بزرگسال خجالت میکشم. خجالت از این که نمیدانم به آنها وعده امام زمان(عج) را بدهم تا از این همه زحمت و توسری خوری صبح تا شب احساس آرامش کنند یا بر نارحتیهایشان گریه کنم. فقط این را بگویم که این حدیث پیغمبر(ص) که گفته است: بهشت زیر پای مادران است، برای  شما شادی آور خواهد بود. البته  بهشت اگر در عوض زحمت و در و رنج و گریه و  بیکسی شما کم نباشد مسلماً زیاد نیست.

به امید زمانی که با دیدن امام زمان(عج) درد و رنج را فراموش کنید.

درپایان اضافه میکنم که وصیتنامهام را در بالای سر قبرم نوشته و نصب کنید، تا پیرمردان و آدمهای قدیمی نگویند سال طلوعی آمده است و جوانان طلوع شده بیخود جان خود را از دست میدهند و افرادی که حق نظر ندارند بگویند این جوانان را فریب میدهند و به جبهه میبرند و هوس جبهه رفتن دارند و یا بگویند این جوانان آگاهی انقلابی ندارند. 

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی