عنوان برای پخش مداحی روی آن کلیک کنید | مداح | |
---|---|---|
01 |
دانلود واحد قشنگ و سوزناک می باره بارون | سیدمجید بنی فاطمه |
02 |
سینه زنی واحد-ای حسرت جان و تنم-تنها دلیل بودنم | حاج میثم مطیعی |
03 |
می آید از ره مردی سواره - نجوا با امام زمان | - |
04 |
نوحه انا قتیل العبرات | حاج مهدی سلحشور |
05 |
مستان همه افتاده و ساقی نمانده یک گل برای باغبان باقی نمانده | استاد کریمخانی |
درباره سايت
خلاصه آمار
پيوندها
شهید جهانگیر اسکندری سبزی
در سال 13/7/1345 در یکی از روستاهای شهرستان ایذه، از بخش دهدز بنام روستای سبزی چشم به جهان گشودند.
ایشان
در دوران طفولیت پدر بزرگوار خود را که به شغل کشاورزی مشغول و امرار معاش میکردند از دست داد. بعد از مرگ پدر چند سالی در همان روستا زندگی کرد، اما
به علت مشکلات مالی فقط توانست تا کلاس پنجم ابتدایی درس بخواند. بعد از ترک تحصیل
همراه برادر بزرگ خود به کارکشاورزی مشغول شد. حدود 3 الی 4 سال بعد از پیروزی انقلاب
اسلامی از روستا به شهرستان ایذه مهاجرت کرد و به شغل کارگری مشغول شد.
با توجه به این که در خانوادهای رشد و تربیت یافت که از نظر اقتصادی ضعیف بود، اما در محیطی پرورش یافت که در اعتقادات مذهبی غنی و سرشار از کمالات معنوی والایی برخوردار بود، به گونهای که وقتی به نماز میایستاد چنان غرق عبادت و خواندن نماز میشد که اصلا متوجه اطرافیانش نبود، حتی اگر جلوی ایشان میایستادند متوجه نمیشد، همچنین به اهل بیت و ائمه ی اطهار(ع) علاقه وافری داشتند به طوری که هر وقت به مرخصی میآمد به زیارت یکی از امامزادههای شهر میرفت و از ایشان طلب آمرزش میکرد. به دلیل خوشاخلاقی و خوشرفتاری در دوران کودکی و تحصیل خود دوستان فراوانی داشت که با همهی آنها رابطهای صمیمی و احترامآمیز داشتند.
بعد از انقلاب به مبارزه با افراد منافق و ضد اسلام پرداخت و بیشتر در سپاه فعالیت میکرد. علاقهی زیادی نسبت به امام خمینی (ره) داشتند به گونهای که هر وقت ایشان در یکی از شبکههای تلویزیونی سخنرانی میکردند اشک در چشمانش جمع میشد. با شروع جنگ تحمیلی که بیش از 17 سال نداشت با توجه به علاقه زیادی که به حضور در جبهه و شهادت داشت یک سال زودتر از وقت قانونی و قبل از اینکه ازدواج کند در جبههی حق علیه باطل با عنوان سرباز وظیفه حضور یافت.
جهانگیر اسکندری در گردان حضرت رسول(ص) شهرستان ایذه از لشکر 7 ولیعصر(عج) استان خوزستان به جبهه اعزام شد. سرانجام در تاریخ 24/7/66 در منطقه ی کردستان در عملیات پدافندی نصر 8 در محلی به نام ماووت با اصابت ترکش به سر ایشان به درجهی والای شهادت نایل آمد. پیکر پاک این شهید بزرگوار در قبرستان روضهالزهرا شهرستان ایذه قطعهی شهدا به خاک سپرده شد تا میعادگاهی برای عاشقان ولایت و شهادت باشد.
وصیت نامه ی شهید جهانگیر اسکندری سبزی:
با سلام بر امام بزرگوارمان حضرت امام خمینی و سلام بر رزمندگان جبهههای حق علیه باطل و سلام بر شهیدان به خون خفته و سلام بر خانوادهی معظم شهداء. اینجانب جهانگیر اسکندری وصیت میکنم به خانوادهی عزیزم و بستگان خودم که این بندهی حقیر را حلال کنید و از شما میخواهم که برای من ناراحت نباشید. چون که اسلام خون میخواهد و ما باید خون بدهیم تا این انقلاب اسلامی را حفظ کنیم و به ندای امام عزیزمان لبیک بگویم و همان طوری که اماممان فرمود باید تمام جوانان به جبهه بروند و جنگ را به نفع اسلام تمام کنند و بنده این وظیفه بر خود دیدم که به جبهه بروم و در راه خدا جهاد کنم، بنده از تمام دوستان و رفیقان میخواهم که به حرفهای امام گوش بدهند و به جبهه بیایند.
و آنهایی که میتوانند به جبهه بیایند و آنهایی که نمیتوانند پشت جبهه را محکم نگه دارند و به حرفهای منافقان گوش ندهند. اگر با آن ها روبرو شدید قاطعانه جوابشان بدهید و آنها را محکوم بکنید.
در ضمن این جنگی که بر ما متحمل شد جنگ با صدام تنها نیست، بلکه جنگ بین اسلام و کفر است و ما الآن داریم با تمام قدرت، جلوی تمام کفار و ابرقدرتهای پوشالی جهان را میگیریم تا انشاء الله به همین زودی جنگ را به نفع اسلام پایان بدهیم و پرچم اسلام را بر سراسر جهان به خصوص قدس عزیز بنشانیم. انشاالله.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.
و از مادر مهربانم که سالها برایم زحمت کشیدی میخواهم که مرا حلال کنی و مادرجان میدانم که حق زیادی بر گردنم داری، ولی بنده نمیتوانستم جوابگوی این همه زحمتهایت باشم و از شما میخواهم که مرا ببخشید و از برادر عزیزم میخواهم که مرا حلال کنی و از خواهرم میخواهم که مرا حلال کنی.
از تمام دوستان و آشنایان می خواهم که مرا حلال کنند.
طبقه بندی موضوعی
آخرين مطالب
پربازديدها
-
۴۲۱۱ -
۳۱۶۳ -
۲۷۴۴ -
۲۵۱۰ -
۲۲۶۳ -
۲۳۰۱ -
۲۳۲۸ -
۱۸۸۰ -
۱۸۰۶ -
۱۶۶۰
نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است