عنوان برای پخش مداحی روی آن کلیک کنید | مداح | |
---|---|---|
01 |
دانلود واحد قشنگ و سوزناک می باره بارون | سیدمجید بنی فاطمه |
02 |
سینه زنی واحد-ای حسرت جان و تنم-تنها دلیل بودنم | حاج میثم مطیعی |
03 |
می آید از ره مردی سواره - نجوا با امام زمان | - |
04 |
نوحه انا قتیل العبرات | حاج مهدی سلحشور |
05 |
مستان همه افتاده و ساقی نمانده یک گل برای باغبان باقی نمانده | استاد کریمخانی |
درباره سايت
خلاصه آمار
پيوندها
شهید اصلان امیری
درسال1330درروستای بیبیگلمرده ازتوابع شهرستان ایذه درخانوادهای روستایی ومستضعف چشم به جهان گشود. دوران کودکی را در خانوادهای روستایی سپری کرد و در سن 4سالگی زمانی که احتیاج مبرم به وجود پدر داشت او را ازدست داد. دراین زمان مادرش سرپرستی و تربیت وی را به عهده گرفت. ایشان با فقر و تنگدستی زندگی را پشت سرگذاشت تا اینکه درسن 14سالگی آخرین امید یعنی مادرش را نیز از دست داد.
همان موقع بارسخت زندگی را به دوش گرفت و از طریق پرداختن به کارکشاورزی امرار معاش میکرد. به علت فقر مادی بیش ازحد موفق به رفتن به مدرسه نشد و از آنجا که علاقهی وافری به مسائل اسلام داشت، فرایض مقدماتی را یاد گرفت و با خلوص نیت به عبادت پرداخت. خصوصیات اخلاقی ایشان بارز بود و تمام مسائل اسلام را باتوجه به اینکه به مکتب نرفته بود رعایت میکرد.رفتار و برخوردش با مردم آن چنان خوب بودکه با اولین برخورد هرکس شیفتهی اخلاقش میشد و در قلب مردم جا میگرفت. هیچگاه کسی را ناراحت نمیکرد و همیشه تبسم بر لبش جاری بود. در برابر مسائل و مشکلات زندگی مقاوم و بردبار بود و هیچ چیز را از خود نمیدانست. همه چیز را از خدا میدانست. با شروع جنگ تحمیلی مشتاقانه در تاریخ 22/5/62 به جبهههای جنگ از طریق پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی ایذه اعزام گردید و دوش به دوش دیگر برادران جهاد، این سنگرسازان بیسنگر، به مبارزه بارژیم بعثی صدام پرداخت.
اصلان درزمان اوجگیری جنگ درخط مقدم برای رزمندگان اسلام سنگر میساخت. زمانی که درجبهه بود قرآن خواندن را یاد گرفت و با قرآن مأنوس شد. شبهای جمعه دعای کمیل را با چشمان گریان و قلبی روشن برگزار و قرائت میکرد. درعملیات والفجر 8 نقش مفید و مؤثری داشت و در این عملیات چند ترکش به بدن او اصابت کرد که با عنایت الهی جان سالم به در برد.
او وقتی درجبهه بود یک لحظه از عبادت خداوند غافل نمیشد، حتی از مرخصیهای استحقاقی هم استفاده نمیکرد و همیشه نظرش سمت خدا و جبهه بود. بیش ازمدت سه سال در جبهههای غرب و جنوب مشغول انجام وظیفه بود که هنوز کوههای کردستان و سرزمینهای پهناورخوزستان شاهد فداکاریها و رشادتهای این بزرگ مرد است.
درعملیات آزادسازی مهران به سمّت مسئول محور منصوب شد و سرانجام درجبههی جنوب خوزستان درمنطقهی شلمچه درحالی که برای رزمندگان اسلام دستورساختن سنگررا میداد، در سحرگاه روز 14/6/65 بر اثر اصابت ترکش توپ دشمن به درجهی رفیع شهادت نائل شد. پیکر پاکش در زادگاهش شهرستان ایذه به خاک سپرده شد.
طبقه بندی موضوعی
آخرين مطالب
پربازديدها
-
۴۲۱۰ -
۳۱۶۳ -
۲۷۴۴ -
۲۵۱۰ -
۲۲۶۳ -
۲۳۰۱ -
۲۳۲۸ -
۱۸۷۹ -
۱۸۰۶ -
۱۶۶۰
نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است